خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
459
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
و اما اگر بر وجه دوم باشد ، يعنى حمل اكبر بر اوسط به صورت حمل مطلق باشد ، با واسطه شدن اوسط بر اصغر ، لازم نمىآيد كه اكبر حد اصغر باشد ، زيرا بسيارى از محمولات ذاتى حد نيستند . و اگر از راه ديگرى اثبات كنند كه آن نتيجه حد بوده است ، برهان اول اين حد بودن را افاده نكرده است . بعضى گفتهاند : با قياس استثنايى مىتوان حد را اكتساب نمود ، مانند آنكه مىگويند : هرگاه محدود ضد فلان چيز باشد ، ضد حد آنچيز ، حد اين محدود خواهد بود . اما اين سخن نيز باطل است ، زيرا سخن در حد ضد اول ، همان سخن در حد ضد دوم بوده و دور مفيد نيست و هيچكدام از ديگرى واضحتر نيست ، علاوهبر اين هرچه كه داراى ضد نباشد بايد داراى حد هم نباشد . بنابراين ، از تمام سخنان فوق معلوم شد كه اكتساب حد به وسيلهء برهان و قياس معقول نيست . همانگونه كه در باب قياس گفته شد ، قسمت مفيد قياس نيست و در اينجا اضافه مىكنيم كه قسمت به تنهايى براى اكتساب حد ، مفيد نخواهد بود . كسانى كه گمان كردهاند به وسيلهء قسمت مىتوان به حد دست يافت اينگونه مثال زدهاند : انسان يا حيوان است يا نه و اگر حيوان است يا ناطق است يا نه و چون هم حيوان است و هم ناطق ، پس حد انسان ، حيوان ناطق است . اما در اين بيان خللهاى زيادى است : الف - تعيين حيوان در قسمت اول و ناطق در قسمت دوم ، ادعايى بدون بيان و برهان است . و از استثناى نقيض قسم ديگر نمىتوان بر آن برهان اقامه نمود ، زيرا نقيض قسم باقى يا خفىتر از عين قسم معين بوده و يا مساوى آن است . و اگر گفته شود كه به بيان نيازى نيست ، بايد گفت پس قسمت نيز بيهوده و حشو است . ب - در بسيارى از موارد ، اوصافى را به صورت متفرق و پراكنده مىتوانيم بر موصوفى حمل كنيم و اين حمل صحيح است اما همان اوصاف را به صورت مجتمع نمىتوانيم حمل نماييم - مانند حمل شاعر و نيك بر زيد . اكنون بايد پرسيد اگر همهء اوصاف حاصل باشد چگونه از قسمت مىتوان پى برد كه حمل اوصاف بر محدود و